بوف کور...

.........به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خودرا

فردا "هفت شنبه" با اسم "یک،دو،سه" وارد شبکه نمایش خانگی می ش
ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:


 
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

گفتگوی تازه با محمد خراط زاده از "افق روشن" ...

بخشهایی از این گفتگو به درخواست "افق روشن" در وبلاگ شخصی آقای خراط زاده درج گردید.

از کارهای اخیرتون شروع کنیم،چطوره؟

 - موافقم.

درباره "سیاهی لشگر" بگید ...

 - اولین تجربه ام بود تو کارگردانی طنز،ناراضی نیستم.فیلم خوبی شده. یعنی الان که روی میز تدوین می بینم فکر می کنم خوب شده. تا پخشش ببینیم بازخورد مخاطب چه خواهد بود.

شما مدتها طنز نویسی می کردید،چرا تا حالا کارگردانی طنز نکرده بودید؟

 - به نظرم خیلی سخت بود... کارگردان فیلم طنز باید خودش هم روحیه طنازی داشته باشه و من ندارم این حس و حال رو ... زندگی من خیلی جدیه ... ولی پشیمون نیستم.

دوباره فیلم طنز می سازید؟

 - حتماً ... همین الان تدارک کار جدیدمه که اونم طنزه.

پس مزه کرده؟

 - ببینید فضای جامعه توان فیلمهای تلخ رو نداره... تو این شرایط فکر کنم بهتره کمی امید و خنده بدیم به مخاطب... برای فیلم جدی و تلخ وقت همیشه هست.

چقدر از این رو آوردنتون به ساخت فیلمهای طنز تحت تأثیر شرایط اقتصادی سینما و تلویزیونه و اینکه کار طنز فروش و مخاطب بیشتری داره؟

 - خوب بی تأثیر نیست،ولی نه اینکه فقط برای پولش باشه،فیلمهای جدی منم مخاطب خودشو داشته ... یه تله فیلم من از شبکه دو پخش شد،همه مردم اراک اعتراض کردن،این یعنی مخاطب دیگه ...

کار با بازیگرهای درجه دو چطور بود؟ تو فیلم "سیاهی لشگر" خبری از بازیگرهای چهره نیست ...

 - تو این کار هم بازیگرهای معروف زیاد هستن... خود کیانوش گرامی که نقش اول کاره الان خیلی محبوبه، خانم "رز رضوی" و "سمانه پاکدل" هم هستن ... بازیگرهای اصلی فیلم درجه دو نیستن ... ولی خوب مثل کارهای قبلیم نبود ... ضمن اینکه تجربه خوبی بود ...

چرا از حضور "شریفی نیا" تو این فیلم استفاده نکردید؟

 - منظورتون آقای شریفی نیاست دیگه ؟!!!

بله ...

 - استفاده کردم ... شاید بیشتر از قبل ... تازه یاد گرفتم چطور از مشاوره آقای شریفی نیا سود ببرم ... ایشون تو این فیلم بیشتر از همه کارهام بهم مشاوره دادن.

بین این دو فیلمت (هفت شنبه و سیاهی لشگر) چندین ماه فاصله افتاد، درگیر کار دیگه ای بودی؟

 - مشغول نوشتن بودم،و دانشگاه و این حرفها ... یه کم خزانه اطلاعاتیم خالی شده بود برای کارگردانی،رفتم کسب کردم و برگشتم ... حالا الزامی هم نیست که سالی ده تا فیلم بسازم که !

مریضیت چقدر تأثیر داشت تو این غیبت؟

 - خوب بی تأثیر نبود،ولی مدام درگیر نوشتن بودم... "منطق عفونی" رو برای محسن افشانی نوشتم،و چند کار دیگه ... یه کارگاه فیلم نوشت برگزار کردم تو مدرسه آقای کیمیایی ... فیلم نوشت "ته تهرون" رو برای پولاد کیمیایی نوشتم و .... حضور ذهن ندارم الان ... ولی مشغول بودم.

قرار شد درباره "سیاهی لشگر" حرف بزنیم ...

 - خودتون می زنید جاده خاکی (خنده)

چه تعریفی از فیلم طنز داری؟

 - یه روزی "علی میرفتاح" تو یه برنامه تلویزیونی یه حرف خوبی زد ... گفت کار طنز نباید بوی پا بده ... فکر می کنم همین یه جمله رو اگه تفسیر درست کنیم میشه کار سالم طنز هم ساخت ... به هر حال طنز هم یه زبانه برای بیان بخشی از جهان بینی خالق اثر ... زیاد تفکیک نمی کنم با کار جدی من این مقوله طنز رو... فقط در ساختار ممکنه با هم فرق داشته باشن،و الا نفس کار یکیه.

اولین باریه که با یه نفر دیگه نوشتی.مهرداد کریمی ... با هم قصه سیاهی لشگر رو نوشتید،درسته؟

 - بله.مهرداد هم از دوستان ده پانزده ساله و خانوادگیه منه. هم اینکه تو کارگاهی که برگزار کردم باهام بود. حس کردم می تونه نویسنده باشه. الان هم کار بعدی رو دارم باهاش می نویسم... داستان نویسه،ولی فیلمنوشت رو می شناسه.

با روحیه ای که شخصاً ازتون سراغ دارم باید سخت بوده باشه که کنار یکی دیگه مشترک کار کردی!

 - سوالت دو پهلو بود ... کدوم روحیه؟

باید اصل واژه رو به کار ببرم؟

 - اگه منظورت روحیه زور گویی یا همچین چیزیه، ندارم ... باور کنید من خیلی آدم منعطفی هستم ... ولی خوب اجازه هم نمیدم که مدیریت از دستم خارج بشه. با مهرداد کریمی هم مشکلی نداشتم.حرف گوش میداد (خنده)

با یه کم جاده خاکی موافقی؟

 - بریم ...

از اوضاع سیاسی اجتماعی راضی هستی؟

 - این جاده خاکی نبود،بیراهه بود ... حرفی ندارم.

کار با دهنمکی در اخراجی ها 3 چطور بود؟

 - با مسعود قبلاً هم کار کرده بودم.الان هم درگیر نوشتن یکی دوتا کار باهم هستیم. فکر می کنم کار کنار ده نمکی برام خوب بوده،چیز ویژه ای نداشت که بتونم بگم. مثل همه کارها.

از فیلمها و سریالهای تلویزیون راضی هستی؟

 - راستش زیاد وقت نمی کنم ببینم. ماه رمضان سریال شاهد احمدلو رو می دیدم و چند قسمت از سریال بهرام بهرامیان رو ... من نباید نظر بدم،مخاطبین تلویزیون ماشاالله خودشون متخصصن ...

چند وقته با تلویزیون کار نمی کنی،چرا؟

 - پیش نیومده.امسال چند تا کار دارم با تلویزیون،هم سریال هم تله فیلم ... این یک سال و نیم درگیر بخش خصوصی شدم،دلیل خاصی نداشت کار نکردنم با تلویزیون.

هنوز سیگار می کشی.زیاد هم می کشی ...

 - اینم یکی از هزارن عیب منه دیگه ... (اینو چاپ نکنی بدآموزی داره "خنده")

مدتیه خبری از نقدهات نیست،چرا؟

 - برای فیلم "جرم" آقای کیمیایی نوشتم. الان هم برای "آلزایمر" نوشتم که چاپ میشه ... فیلم خوبی ندیدم که بخوام براش نقد بنویسم.

"جدایی نادر از سیمین" خوب نبود؟

 - عالی بود،تو ساختار عالی بود ... ولی با مضمونش موافق نبودم.نقدش هم نوشتم چاپ نکردن ...

"ورود آقایان ممنوع" ؟

 - فیلم رو دوست نداشتم... چیزی برای گفتن نیست.

شنیدیم که می خوای کار تئاتر بکنی؟

 - اگه شرایطش فراهم بشه بله. یک نمایشنامه نوشتم که می خوام کار کنم... قبل اینکه بپرسی بگم که با آقای شریفی نیا.

بازی می کنه؟

 - هم بازی هم مشاوره.

حس می کنم رویکردهات عوض شده تو این یک سال!

 - شاید کاملتر شده،حرفه ای تر شده ... دیگه از اون ایده آلیستی سابق خبری نیست. فکر می کنم دارم رام میشم... تو هنر یاغی گری باید جاهای دیگه ای اعمال بشه به نظرم ...

درباره کارهای آینده ات بگو ...

کار ویژه ای قرار نیست بکنم. همون نوشتن مثل همیشه،و یه فیلم دیگه ...

کی می خوای بری سراغ سینما؟

 - هر وقت خدا بخواد ... من دارم کارمو می کنم،باید شرایطش فراهم بشه.

پس عجله ای نداری؟

 - برای هیچ چیزی عجله ندارم. هر اتفاقی به وقتش می افته،دست من نیست که بخوام جلو یا عقب بندازمش...

اولین فیلم سینماییت طنز خواهد بود؟

 - نمی دونم.بستگی به شرایط اون موقعم داره. روحیه ام،فراهم شدن امکان کار، شرایط اجتماعی و این حرفها دیگه. از الان نمیشه تعیین کرد.

موافقی یه کم تنفس بدیم؟

 - عالی میشه ...یه سیگار هم می کشیم (خنده)

"شرح کامل گفتگو در سایت "افق روشن" درج و قابل مشاهده می باشد.

 

 

امین مدرسیان


 
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اولین عکس از فیلم جدیدم "سیاهی لشگر" در وبلاگم ...

اگه دوست داشتید منتظر خبرهای مفصل تر و عکسهای بعدی باشید ...


 
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام دوستان ...

بعد از مدتی دوری از وبلاگم دوباره برگشتم .


فیلم جدید "محمد خراط زاده" در مرحله تدوین...
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

محمد خراط زاده گفت :‌

فیلم "هفت شنبه" تنها اثر من درباره عشق و جوانی است که بیشتر حرف طبقه محروم جامعه را می زند.

خراط زاده که بعد از سریال ملکوت و همزمان با پخش تله فیلمش "چراغهایی که روشن نشدند" به گفته خودش مورد بی مهری یکی از مدیران شبکه دوم سیما قرار گرفته، سال جاری را با تولید دو فیلم، همراه با "محمد رضا شریفی نیا" سپری کرد و امیدوار است مخاطبین به زودی او را در عرصه سینما ببینند.

او در حال رایزنی با چند تهیه کننده سینماست و در انتظار صدور پروانه ساخت اولین تجربه سینمایی خود.

وی اضافه کرد،فیلم "هفت شنبه" و "اوباش" را برای این ساختم تا هم منتقدین بدانند در شبکه نمایش خانگی می توان فیلم خوب ساخت،و هم مخاطب برای دیدن فیلمم هزینه کند.

هر چند "اوباش" مورد توجه یکی دو شبکه تلویزیونی بوده،ولی تا کنون تصمیمی از سوی خراط زاده و گروهش برای ارائه اثر به سیمای جمهوری اسلامی ایران گرفته نشده.

خراط زاده در باره وضعیت "هفت شنبه" اضافه کرد : "بهزاد مصلح" در حال حاضر مشغول تدوین اثر است و بعد از تدوین "ناصر چشم آذر" ساخت موسیقی فیلم را شروع می کند.

"هفت شنبه" دومین فیلم خراط زاده در سال ٨٩ بوده و به گفته نزدیکان او، گروه اجرایی به جذب مخاطب این فیلم بسیار امیدوار است.

"هفت شنبه" در سکوت کامل خبری تولید شد و این تدبیر خراط زاده و مشاورانش بوده است.

در این فیلم :شاهرخ استخری،مهدی سلوکی،نیما شاهرخ شاهی،رز رضوی، داریوش کاردان،علی دهکردی،رامین راستاد،سحر ذکریا،جمشید گرگین،عباس محبوب، بهرنگ علوی،امین ایمانی،کتانه افشار،شیوا خسرومهر،رضا عظیمی،ابراهیم بحرالعلومی، محمد رسول صفری،مجید علیزاده،مجتبی سلمانی،سید احمد حسینی (با معرفی) نازنین کریمی،هدی عابدین ایفای نقش می کنند و یکی از پر بازیگر ترین فیلمهای ویدئویی سالهای اخیر به شمار می رود.

"سید امیررضا شجاعی" تهیه کننده و "محمد رضا شریفی نیا" مجری طرح و انتخاب بازیگران این فیلم هستند. "محمدصادقی" طراح صحنه و لباس،"دانیال حقیقت" طراح چهره پردازی و "امیر رحمانی" صدابردار فیلم.

بیشتر عوامل "هفت شنبه" در فیلم قبلی خراط زاده هم با او همکاری داشته اند و این اثر اولین تجربه همکاری خراط زاده و "امیر معقولی" به عنوان مدیر تصویربرداری است.

خراط زاده اینروزها مشغول نگارش دو فیلمنوشت جدید می باشد که امیدوار است یکی از آنها را در سال جاری جلوی دوربین ببرد.

خراط زاده در تدارک نگارش فیلمنوشتی است با موضوع زنان کارتن خواب،فعلاً حضور "نازنین کریمی" به عنوان بازیگر نقش اصلی، "محمد صادقی" به عنوان طراح صحنه و لباس، "دانیال حقیقت" به عنوان طراح چهره پردازی در این فیلم قطعی شده.

"روح الله زم" در این فیلم به عنوان مجری طرح با خراط زاده همکاری خواهد کرد و هنوز اطلاعات بیشتری از این فیلم در اختیار رسانه ها قرار نگرفته.


مقاله ای از "محمد خراط زاده" درباره برنامه "هفت"
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

فیلمفارسی یا تخریب گیشه؟


نقدی بر جدلهای هفته های اخیر در برنامه تلویزیونی "هفت"

به نقل از سایت "سی تو سی نما"

در چند ماه اخیر،و به لطف یک برنامه ی تلویزیونی ! جنگ و دعوایی بین سینمایی ها بوجود آمده که دامنه اش را غرض ورزیها و خصومتهای شخصی هم گرفته و کسی نمی داند به راستی این اتمسفر برای سینمای ایران مفید است یا خیر!
از اینکه بگذریم جنگ جامعه ی منتقدین با تهیه کنندگان سینمای سرگرمی است که باعث بروز حساسیتهایی شده و هیچیک هم از مواضع خود افول نمی کنند.در چند هفته اخیر،برنامه "هفت" که ظاهراً قرار شده برنامه ای انتقادی و چالش برانگیز درباره سینمای ایران باشد،بحث و جدلی را میان منتقد برنامه و چند تهیه کننده و فیلمساز راه انداخته که این چالش در دو سه برنامه اخیر به اوج خود رسیده.
از یک سو مسعود فراستی به عنوان منتقد توانسته نقطه ضعف فیلمسازها را پیدا کند و از همین شکاف حرفهای خودش رابزند،و از طرف دیگر حسین فرح بخش هم با تمام توانش قصد دارد همین اندک آبرویی که برای "صنعت سینما"ی ایران مانده را حفظ کند.
ولی به راستی ماجرای فیلمفارسی و سینمای سرگرمی مبحث پیچیده ایست که بنا به قانون نسبیت، هر کس با هر دیدگاهی می تواند آنرا تعبیر به ذات کند،و در نهایت تعریف مشترکی بین جامعه سینمایی ما هم از آن بدست نخواهد آمد.چرا که اگر به یک تعریف کلی می رسیدیم،شاید دیگر واژه "فیلمفارسی" از ادبیات نقد سینمای ایران بیرون می رفت و فیلمسازی می توانست نفس راحتی بکشد.
به هر روی هدف از این چند خط این است که چند سوال مهم مطرح کنم،و امیدوارم پاسخی برای آنها وجود داشته باشد.
در ابتدا این مسئله مورد نظر است که آقای فراستی با چه معیار سنجشی فیلمهای روی پرده و در حال تولید یا تولیدات پیشین را طبقه بندی می کنند،و این نمره ای که به آثار مختلف می دهند بر پایه کدام اصل است.
یک مثال نه چندان دور...
آقای فراستی زمانیکه فیلم "اخراجی ها" اکران شد به دفاع قاطع از این فیلم پرداخت و در همان زمان هم فروش بالغ بر یک میلیارد فیلم "ده نمکی" را نشانه ای بر موفقیت و ادله دفاع خودش از اثر می دانست.
این در حالیست که آقای فراستی در زمان اکران "اخراجی ها 2" تبدیل به یکی از مهمترین منتقدین و بلکه دشمنان فیلم شد و به راحتی فروش تاریخ ساز فیلم دوم "ده نمکی" را دلیل بر تأیید آن ندانست. به راستی،وقتی در برابر این تضاد قرار می گیریم چطور می توان عادلانه تصمیم گرفت و حکم به قطعیت یک موضوع داد.
از سوی دیگر آقای فراستی از سابقه متعادلی در نقد فیلمها و رفتار های جانبی، به عنوان یک منتقد برخوردار نیست و نمود بارز این ادعا حضور ایشان به عنوان کارشناس دائم در برنامه "فریدون جیرانی" است.چرا که آقای جیرانی یکی از فیلمسازانی است که به طور قطع برخواسته از سینمای بدنه است،که اتفاقاً بعد از فیلم "قرمز" هم نتوانسته توفیقی نه در گیشه و نه در جلب نظر مخاطبین و منتقدین کسب کند.آثار جیرانی دچار یک پریشانی بارز است که یک سال "پارک وی" را می بینیم که هیچ دلیلی برای تحمل آن نداریم و یک سال "ستاره می شود" که با کمی اغماض می تواند فیلم خوبی باشد،ولی به هر روی جیرانی جزو فیلمسازان متوسط رو به پایین است و اگر آقای فراستی اینهمه دلسوز حیات و آینده سینمای ایران است،چطور تاب اجرای برنامه ای با این اهمیت را کنار او دارد؟
و اگر آقای فراستی نمی توانند در مقابل فیلمهای ضعیف (یا به قول خودشان مستهجن) تاب بیاورند باید پاسخگوی این مهم باشند که در این برنامه،آنهم به طور دائم چه می کنند؟
از سوی دیگر هم به نوعی نقد برنامه هفت به برخی فیلمهای اینروزها بی ربط نیست و در چند سال اخیر شاهد آثار بسیار ضعیفی بوده ایم که شاید تولید و اکران این آثار هم بی تأثیر در ریزش مخاطب سینما نبوده اند.
اگر به قول حسین فرح بخش،تمام گناه ریزش مخاطب و کسادی گیشه سینما را در ماههای اخیر به گردن برنامه هفت بیندازیم،کمی از راه تعادل خارج شده ایم و نباید فراموش کنیم که فرایند ریزش مخاطب دلایل عمده دیگری هم دارد.
ولی این نقد مهم حسین فرح بخش به جاست که ادبیات برنامه هفت به شدت دور از نقد منصفانه و تحمل پذیر است.
کارشناسان برنامه هفت، در برخوردهایشان با فیلمها و فیلمسازان به شدت غرض ورزانه رفتار می کنند و در ادبیات آنها به وضوح می توان سلیقه ها و تنش های خصوصی را مشاهده کرد.این در حالیست که حسین فرح بخش را نمی توان ندیده گرفت.خودش را،عمری که در سینما صرف کرده و مویی که سپید شده،و از همه مهمتر اینکه فرح بخش چند سالیست یک تنه چراغ گیشه سینمای ایران را روشن نگه داشته.
یک فرض ساده کافیست تا اینکه ببینیم اگر سینمای ایران فرح بخش و دو سه تهیه کننده دیگر را نداشت تا امروز قطعاً ورشکسته بود و دیگر نه سینمایی وجود داشت تا کسی نقدش کند، و نه دیگر اکرانی بود که برنامه هفت تولید شود.
پس امثال فرح بخش بیش از اینکه به ضرر سینما باشند،به پیکر نحیف این سینما خدمت می کنند و در نتیجه وجودشان برای سینما ضروری و حیاتی است.
از سوی دیگر دادن این آگاهی به مخاطب سینما که این فیلم استاندارد است یا نه چه فایده ای دارد؟
مخاطب سینما همان است که سخیف ترین آثار تلویزیونی را تماشا می کند."فارسی وان" تا عمق زندگی شان رخنه کرده و هیچ اعتراض و برخوردی هم از آنها به چشم نمی خورد،و آیا به راستی این نوع از تماشاچی می تواند مرز بین استاندارد بودن یا نبودن یک فیلم را تشخیص دهد؟
مخاطب امروز تنها برای سرگرمی به سینما می رود و سطح سلیقه اش هم با این برنامه و این جدلها بالا نمی رود.
ما برای فیلمهای استاندارد "تقاضا" یی نداریم که در پی "عرضه" آن هستیم.پس فرح بخش و امثال او در وضعیت فعلی درست ترین کار را انجام می دهند و اگر فیلمهایی مثل "طلا و مس" و دیگر آثار هنری تر تولید می شوند به سبب زحمتی است که امثال فرح بخش برای روشن ماندن چراغ سینما می کشند.
پس اگر با استفاده ابزاری از واژه "فیلمفارسی" که هیچ هویت معنایی یا تاریخی هم ندارد و در یک زمانی،یک منتقدی (که نمی دانیم از کدام استودیو یا تهیه کننده رنجش داشته) یک واژه ای باب کرده که در زمان خودش هم کاربردی نداشته و تنها به یاری اقتضائات سیاسی زمان آبرویی برای خود دست و پا کرده، به جان سینما و تولیدات آن بیفتیم نتیجه ای جز تخریب گیشه نیمه جان این سینما ندارد.
اینکه ما تمام آثار تولید شده در سینمای ایران را با یک چوب برانیم و تنبیه کنیم،برای کسی فایده ای ندارد.نه مخاطب، نه سینما،نه فیلمساز و نه حتی منتقد.
یک برنامه تلویزیونی،پیش از جهت دهی به جریانات رایج یک حوزه باید در جهت تقویت فرهنگی آن حوزه بکوشدو پیش از تخریب،باید اقدام به فرهنگ سازی کند،نه اینکه از میانه راه سر برسد و همه چیز را به نام خودش کند و بشود متولی حوزه گسترده ای مثل سینما.
تهیه کنندگانی مثل فرح بخش باید باشند و کار کنند و اگر هم به اعتقاد یک دسته ای، کمی از مسیری که در خورشان است دورافتاده اند باید با دوستی و مودت و ادبیات تأثیر گذار به گذشته پربارشان برگردند (که شخصاً معتقد نیستم حسین فرح بخش از مسیرش در سینمای ایران دور افتاده باشد)،فراموش نکنیم که در کارنامه حسین فرحبخش آثاری چون "آواز تهران" ، "ریشه در خون" ، "نیش" ، "عطش" "گمشدگان" و غیره وجود دارد و این سینمایی که امروز با برچسب "فیلمفارسی" از آن یاد می کنیم و فکر می کنیم تمام گناهش به گردن فرح بخش است،حاصل یک پروسه تاریخی است که زمان ظهورش دوره ای بوده که اتفاقاً فرح بخش فیلمهای بالاتر از حد استاندارد می ساخته.
به هر حال با حفظ تمام احترامات و تلاش برای وسعت دادن آبرو و کیفیت سینمای ایران،به جای اینکه روبروی هم بنشینیم و غرضهای شخصی را تحت عنوان نقد به رخ هم بکشیم – که حاصلی هم جز نابودی سینما نخواهد داشت – بیاییم یکدل و همصدا در راستای ارتقاء سطح کیفی سینمای ایران اقدام کنیم.
سینما اگر فیلمسازانی چون فرح بخش نداشته باشد با خلائی روبرو خواهد شد که دیگر شاهد ساخت آثار فاخر در آن نخواهیم بود.
تهیه کنندگانی که همانند حسین فرح بخش،عبدالله علیخانی و امثالهم با هزینه شخصی اقدام به تولید آثار بدنه سینمایی می کنند در واقع ناجیانی هستند که راه را برای ساخت آثار هنری هموار ساخته اند و از مخاطب تا معاونت سینمایی ارشاد به حضور آنها نیازمندند،پس با مهربانی دست دوستی به سوی اینها دراز کنیم تا بتوانیم در کنار سینمای تجاری تولیدات هنری تری هم داشته باشیم تا عاقبتمان این نشود که یک کمپانی اروپایی بشود تهیه کننده و ارائه کننده آثار فیلمسازان مهم ایرانی در سطح جهان.
تا امروز از این کینه توزی و غرض ورزی های شخصی،مصیبتهای زیادی کشیده ایم و در یک جامعه و خانواده کوچک به نام سینما نتوانسته ایم به یک همدلی مثبت و سازنده برسیم، فکر می کنم دیگر زمان آن رسیده که احترام به یکدیگر و دوست داشتن همکاران را بیاموزیم و به جای روبروی هم بودن در کنار هم بایستیم.


پاسخ "محمد خراط زاده" به بیانیه وبلاگ حقوقدانان اراک...
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سلام...

ما در دنیایی زندگی می کنیم که روز به روز به سوی انسان محوری حرکت کرده و دیگر جایی برای تفاخر به وابستگی های قومی و قبیله ای در آن نیست...

پیش از این اتفاق معتقد بودم که در تهران و بین تهرانیها نوعی فاشیسم منطقه ای وجود دارد که باعث آزردگی دیگر اقوامی که دور از پایتخت زندگی می کنند می شود، ولی حالا پی بردم که تفاوت فرهنگها و شکاف بین پایتخت نشینی با دیگر مناطق چیست!

در دنیای امروز این مفهوم انتزاعی از قوم گرایی نخ نما شده!

جهان رو به پیشرفتی است که تنها انسان در آن نقش دارد و اندیشه.به راستی اگر اراک "امیرکبیر" داشته ربطی به خاصیتهای جغرافیایی و بومی آن شهر و منطقه ندارد.

اگر از اراک کسانی به جبهه رفته و شهید شده اند،بازهم ارتباطی به خاک و آب و اتمسفر اراک ندارد.

اگر هم در اراک کسانی زندگی می کنند که از فرط بیکاری و تحت تأثیر کمپلکسهای (عقده های) اجتماعی فیلم من را علم کرده اند و این بازی را راه انداخته اند، باز هم ربطی به تاریخ و جغرافیای اراک ندارد.

اساساً هر جغرافیایی مختصات خودش را دارد ،ولی تأثیری در تربیت و رشد فرهنگی مردم آن خطه نخواهد گذاشت،پس فخر فروشی به امیر کبیر و شهدا و مردم شریفی که حتماً در اراک زندگی می کنند ندارد.

همانطور که گفتم ریشه اجدادی من به اراک باز می گردد و همین حالا در میان اقوام من که در خیابان "قائم مقام فرهانی" ، "خیابان ادب جو" ،"محله ملک" و غیره زندگی می کنند هم تحصیلکرده هست،هم جانباز،هم کاسب و اتفاقاً دو پسرخاله پدرم هم پستهای مهمی در حفاظت اطلاعات و بخشهای دیگر اراک دارند.

ولی این داشته و نداشته ها هیچ ربطی به اراکی بودنشان ندارد،چون بین اقوام پدرم کسی که معتاد هست هم در اراک زندگی می کند. یک کتابفروش هم داریم...

می بینید که اساس فرهنگی مردم هر منطقه ربطی به جغرافیای آن ندارد، و صرفاً درگیری بوجود آمده ارتباط اصلی اش با فرهنگ مردم منطقه است.

حالا اینکه تعریفمان از فرهنگ چیست بماند! ولی به راستی رفتار فرهنگی چیست؟

اگر به راستی معتقدید من در فیلم "چراغهایی که روشن نشدند" به مردم اراک توهین کردم چرا با یک پاسخ فرهنگی با من برخورد نمی کنید؟

بد نیست بدانید در حال حاضر مشغول نوشتن فیلمنامه ای هستم که قهرمان آن که یک بازیگر اراکی است برای آرامش به شهر خود بازگشته و بعد از اتفاقاتی تصمیم می گیرد برای همیشه بازیگری را کنار بگذارد و در روستایی در اراک کار پرورش گل انجام دهد...

می بینید که خیلی راحت می شود تعابیر خوب و بد از هر اثر هنری داشت...

و اما اینکه هنرمند نباید نظرات سیاسی داشته باشد،که اشتباه محض است و درج آن در وبلاگ حقوقدانان اراک خیلی چیزها را روشن می کند که حرف خنده داری است. مسخره است... هنرمند نزدیکترین شخص به جامعه اش است و سیاست یکی از حوزه هایی که هر هنرمندی باید به آن سری بزند...

ضمناً "هرکسی از ظن خود شد یار من"...

اشکال در فیلم من نیست،اشکال در آیینه حقیقتی است که برابر فرهنگ یک قوم گرفته شده و کسانی که خود را در آیینه دیده اند برآشفته اند و دست به فحاشی زده اند و هتاکی کرده اند و به اصطلاح عوام و بی سوادانه اش "خونشان به جوش آمده"...

در همین وبلاگ "بوف کور" می توانید بیوگرافی مرا بخوانید... سطح تحصیلات و فرهنگ اجتماعی من مبین این است که قصد توهین به هیچ قومیتی را ندارم، ولی به صراحت می گویم تمام این بازیهای ناسیونالیستی و ملی گرایانه است...

پس جای اینهمه سرو صدای بی مورد که نه دل مرا می لرزاند و نه جایگاهم را، بروید فیلم علیه من بسازید... مقاله بنویسید، پاورقی چاپ کنید،شعر بگویید و هزار اقدام فرهنگی دیگر که حتماً هم تخصصش را دارید هم امکانش را...

جهان امروز ظرفیت و حوصله این رفتارهای متحجرانه را ندارد...

واژه های "خاک من" ،"ناموس معنوی" ،"وطن پرستی" ،"اصالت" و از قبیل اینها جایی در دایرة المعارف و ادبیات امروز جهان ندارد،ما در جهان امروز به سوی "دهکده جهانی" می رویم که تعریف و مصداق انقلابیش "خلافت جهانی" است... همان کاری که دکتر احمدی نژاد در نیویورک و دوربان انجام دادند و از مدیریت جهانی گفتند...




با احترام

محمد خراط زاده



پاسخ محمد خراط زاده به نماینده اراک در مجلس و مردم محترم !!! اراک...
ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سلام...

جناب آقای "عباس رجایی" نماینده محترم مردم اراک و متعلقات در مجلس شورای اسلامی...

نامه اعتراضیتان به ریاست محترم سازمان صداو سیما را خواندم، کاش شما که سرگرم رتق و فتق امور مردم اراک و متعلقات هستید فرصت کنید به وبلاگ حقیر سری بزنید تا درصد بالای شعور و فرهنگ همشهریان گرامیتان را در بخش نظرات این وبلاگ بخوانید...

اخبار واصله مثل اخبار اصلاحاتی ها بود درباره تقلب در انتخابات!

هرچند،اینروزها اداهای ناسیونالیستی مُد شده و هر کسی تعصب و کاستی ها و عقده های خود را در لباس منحوس تعصب به رخ می کشد!ولی شما که کرسی مجلس را دارید چرا از همه جا بی خبر نامه نگاری کرده اید؟ آقای مهندس، همان یک برگ کاغذ و باقی ماجراهای ارسال آن هم از بیت المال است!

به هر حال وظیفه خودم دانستم از مردم اراک عذر خواهی کنم،بازتابش مجموعه ای از اعتراضات و تهینهای سبک سرانه بود که در شأن من نیست برایشان پاسخی بنویسم.

ولی شما عزیز گرامی،شما چرا؟

کاش به جای این رفتارهای متعصبانه و ملی گرایانه که دوره اش تمام شده،و تفاخر به گذشتگانی که سالم ترین تاریخ هم در صحت رفتارشان شک دارد و کسی نمی داند که به راستی اینها که تاریخ می گوید چنین و چنان کرده اند،واقعاً کرده اند!!!در مجلس شورای اسلامی فکری به حال آب و نان و ارتزاق  و فرهنگ مردم اراک و متعلقات بکنید... نمی دانم جناحتان چیست؟ و نمی دانم معتقید مجلس در رأس امور است یا نه؟ نمی دانم تکلیفتان با تکلیفی که به دوشتان است به کجا خواهد رسید؟ نمی دانم شما هم از آن دسته از نمایندگانید که چوب لای چرخ دولت می گذارید یا نه؟ نمی دانم شما آرزوی سرنگونی دولت را دارید یانه ؟  ولی شما را به خدا درباره حوزه تخصصی ای مثل سینما اظهار نظر عجولانه نفرمایید،عرض کردم عجولانه چون در مرقومه تان نوشته بودید "براساس اخبار واصله"...به اخبار واصله اعتماد نکنید... این اخبار واصله بود که غائله اغتشاشات را به پا کرد و کسانی بر اساس همان اخبار واصله به خیابانها ریختند،یادتان که هست؟

بگذاریم دموکراسی در این سرزمین پا بگیرد.

با سپاس

و اما مردم اراک...

تمام عزیزانی که مرا،مادر و خواهرم را و در کل ناموس مرا مورد لطف قرار دادند...

جای تمام این حرفها و شور و هیجانات کاش یک ساعت و نیم می نشستید و فیلم "چراغهایی که روشن نشدند" را می فهمیدید!!!

کاش جای فخر فروشی به گذشتگان و فسیلهای تاریخی، که تمامشان درباری بودند و وکیل و وزیر پادشاهان و نان به مزدهای قاجار و غیره،قدری به تاریخ معاصرتان بنگرید،به بهبوهه انقلاب و آنچه در شهر تان گذشت...

به اینکه اراک چندمین شهری بود که به موج انقلاب پیوست؟

راستی،نقش مردم اراک در اغتشاشات اخیر علیه دکتر احمدی نژاد!!!

کاش جای اینهمه توهین به من،که جایی در این جهان ندارم، فکری به حال فرهنگ اصطلاحات مردم اراک بکنید و ...

بگذریم...

اگر پاسخی به پستهای اعتراضی تان ندادم صرفاً به نشانه اعتراضی است که نسبت به تعصب در هر زمینه ای دارم.

ضمناً شماره تماسی برای ارتباط مستقیم با اراکی های عزیز اختصاص داده ام که برای فحاشی فضای مجازی اینترنت و پرشین بلاگ رو اشغال نکنید...

٠٩٣۶٧۵٩٩۵٨٨

mkharatzadeh@gmail.com

 


سبز باشید...

محمد خرا ط زاده


عذر خواهی محمد خراط زاده از تمام مردم اراک...
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سلام...

در تاریخ ٨٩/۶/٢۴ تله فیلمی به نویسندگی و تهیه کنندگی اینجانب از شبکه دوم سیما پخش شد با نام "چراغهایی که روشن نشدند"...

سیلی از اعتراضات و توهین ها در وبلاگم و موبایلم داشتم از اراکی ها که بخشهایی از فیلم رو توهین به حساب آوردند...

لازمه قبل از هر توضیحی بگم که من خودم اراکی هستم، هر چند در تهران به دنیا آمدم ولی پدر و اجداد پدری ام اراکی بوده و خیلی هاشون هنوز در اراک زندگی می کنند...

با این اوصاف ملزم شدم توضیح مختصری در وبلاگم بنویسم،هر چند در تلاشم که هر چه زودتر در یکی از جراید عذر خواهی رسمی خودمو به گوش مردم اراک برسونم...

ولی در واقع قصد به هیچ وجه توهین نبوده و در واقع توهین ها از قهرمانی در داستان اتفاق افتاده که نقش منفی فیلم بوده و قهرمان قصه با بازی خانم پردیس افکاری رو به این جرم با مشکل و دسیسه روبرو کرده. تعجب اینکه  چرا مردم خوب اراک فقط نقاط سطحی اثر رو دیدند و هیچ توجهی به عمق و اصالتی که بنده برای قهرمان اراکی داستان لحاظ کردم نکردند...

فهیمه پاکروان با بازی پردیس افکاری در تمام لحظات سخت ،ا نوعی اصالت که برایم خیلی آشنا بود و تنها در زنان اراکی دیده بودم رفتار کرد و در نهایت هم در پاسخ تمام رنجهایی که کشید به موطنش برگشت تا در شهر خودش وکالت کند.

تمام توهین هایی که فرض غلط مخاطب بوده از زبان قهرمان منفی فیلم با بازی سپیده گلچین بوده که معنای دراماتیک داشته (بد نیست یادآور شوم که خانم سپیده گلچین هم اراکی هستند)

تم اصلی فیلم "چراغهایی که روشن نشدند" مبارزه با نوعی فاشیسم قومی بوده که اتفاقا در تهران رایج است و حقیر تنها قصد داشتم این نکته را یادآور شوم که رفتارهای ناهنجار شهرستانی های عزیز در پایتخت همیشه دستخوش یک بزرگنمایی می شود و ممکن است سبب پاشیدگی زندگی برخی از آنها شود...

به هر حال بنده، "محمد خراط زاده" از طرف خودم و تمام عوامل گروه از مردم خوب،صمیمی،باصفا و فرهیخته اراک عذر خواهی کنم و یاد آور می شوم که در پایان این پست نام تعدادی از عوامل فیلم را که خودشان اراکی هستند قید می کنم تا هر شبهه ای برطرف و غبار کدورت از دل اراکی های عزیز زدوده شود...

محمد خراط زاده .............. نویسنده و تهیه کننده

بهنوش صادقی ............... کارگردان

مهنوش صادقی .............. بازیگر نقش فرح

سپیده گلچین ................ بازیگر نقش سیما

محمد صادقی ................ طراح صحنه و لباس

مهشید صادقی .............. جامه دار

و شاید کسان دیگری هم باشند که ذهن حقیر یاری نمی کند.

با احترام

محمد خراط زاده

 

 


گفتگوی خبرگزاری ایکنا با "محمد خراط زاده"
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به نقل از خبرگزاری ایکنا :

سینمای غرب به واسطه فیلم‌های آخرالزمانی در پی رسیدن به امید است

 

گروه هنر: جهان غرب هر روز به اضمحلال فرهنگی بیشتر نزدیک می‌شود، بنابراین به واسطه مضامینی چون آخرالزمان و یا منجی در پی رسیدن به نجات است.

 

«محمد خراط‌‌زاده»،نویسنده،تهیه کننده و  کارگردان تلویزیون،تئاتر و سینما، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، درباره چرایی ساخت فیلم‌های آخرالزمانی در غرب، اظهار کرد:

به عقیده من بحث آخرالزمان و منجی از فرهنگ امید نشئت گرفته که کاملترین شکل آن را می‌توان در مهدویت شیعه یافت. حال اگر در سینمای هالیوود می‌بینیم که گرایش به چنین مضامینی زیاد شده، نشئت گرفته از آن است که فرهنگ آنان روز به روز به اضمحلال نزدیک‌تر می‌شود، بنابراین می‌خواهند امید را به واسطه یک منجی در خود زنده نگه دارند.

وی افزود:

البته سعی شده در تمامی فیلم‌های آخرالزمانی هالیوود، نوعی نگاه صهیونیستی نیز لحاظ شود، چرا که گردانندگان واقعی هالیوود آنان هستند، پس در فیلم‌هایی نظیر «ماتریکس» شاهدیم که تمامی نشانه‌ها از فرهنگ صهیونیستی نشئت گرفته است.

این فیلمساز اضافه کرد:

در ضمن نمی‌توان از این مهم نیز غافل بود که سینمای امروز جهان به واسطه توانایی‌های تکنیکی به چنان قدرتی دست یافته که می‌تواند به راحتی هر تصویری را محقق کند، هر چند که این ویژگی جزو دلایل فرعی است و دلیل اصلی را باید در همان اندیشه‌های استکباری غرب جست‌وجو کرد که به واسطه هنر هفتم در پی رسیدن به اهداف خود است.

کارگردان فیلم تلویزیونی «زخم کهنه قبیله من» در پاسخ به این سؤال که واتیکان تا چه حد در اشاعه تفکر مورد نظر خود در خصوص آخرالزمان و منجی در هالیوود نقش دارد؟، تصریح کرد:

 به عقیده من واتیکان در هدایت سینمای هالیوود نقش چندانی ندارد، چرا که بیشتر در پی این است که هویت مذهبی ابزاری باشد در خدمت هویت مالی غرب، بنابراین من مسیحت پاپی را آنچنان قدرتمند نمی‌دانم که بخواهد در سینمای هالیوود بر تفکرات صهیونیستی غالب آید.

وی در پاسخ به سؤالی دیگر مبنی بر اینکه تفکرات صهیونیستی حاکم بر سینمای غرب تا چه حد وامدار یهودیت است؟، گفت:

 با وجود اینکه یهودیانی در جهان وجود دارند که با تفکرات صهیونیستی مخالف هستند، اما نمی‌توان کتمان کرد که اندیشه صهیونیستی فرزند ناخلف یهودیت است، زیرا صهیونیست‌ها هر کاری که انجام می‌دهند، به اسم شریعت یهود است.

خراط‌زاده در پایان خاطرنشان کرد:

راه مقابله با چنین سینمایی نیز این است که یک اجماع در بین کشورهای مسلمان یا حتی جهان صورت گیرد تا بتوان در تقابل با تفکرات صهیونیستی موفق بود. در ضمن سینمای ما نیز باید به چنان کیفیتی دست پیدا کند که رسیدن به این خواسته را ممکن کند.


← صفحه بعد